مادری میمیرد
غروب دلگیرتر می شود
صداها با سوردین به گوش می رسند
.
دختری بر بالینِ خالقِ مُرده اش زار می زند
...من ترسیده ام
نمی خواهم به جای او باشم
دستِ مادرم را سفت چسبیده ام
تا به حال کَسی این گونه زندگیم را پیش گویی نکرده است
.
خاک ،سنگین است
خاک ،عصاره ی مادرانِ مُرده است
خاک ،سقفیست بر سرِ خالقِ بی جان
خاک ، ایستگاهِ من است
خاک ،خانه ایست که مادری، برای کودکش ساخته است
خاک، همان مادر است
و
مادر، درختیست که بر سرم سایه می افکند
.
مادران
نمی میرند
سوم بهمن ماه هزار و سیصد و هشتاد و نه
تقدیم به فرزندانی
که امروز مادر مهربانشان را به خاک سپاردند
غروب دلگیرتر می شود
صداها با سوردین به گوش می رسند
.
دختری بر بالینِ خالقِ مُرده اش زار می زند
...من ترسیده ام
نمی خواهم به جای او باشم
دستِ مادرم را سفت چسبیده ام
تا به حال کَسی این گونه زندگیم را پیش گویی نکرده است
.
خاک ،سنگین است
خاک ،عصاره ی مادرانِ مُرده است
خاک ،سقفیست بر سرِ خالقِ بی جان
خاک ، ایستگاهِ من است
خاک ،خانه ایست که مادری، برای کودکش ساخته است
خاک، همان مادر است
و
مادر، درختیست که بر سرم سایه می افکند
.
مادران
نمی میرند
سوم بهمن ماه هزار و سیصد و هشتاد و نه
تقدیم به فرزندانی
که امروز مادر مهربانشان را به خاک سپاردند
گلاره بی نظیره.
پاسخ دادنحذفبعضی نوشته هات را وقتی دارم میخونم حس میکنم همین طور که جلو میرم متنت از پشت کم کم میاد و دورم را میگیره و وقتی تمام میشه حس میکنم توش گیر افتادم.
البته حس خوبیه ها میخوام بگم خیلی آدم را تو خودش میبره.
مهتاب عزیزم
پاسخ دادنحذفهمیشه توصیفهای زیبایی می کنی از نوشته هام
خوشحالم که دوستشون داری
ممنون از لطفت دوست قدیمی
بوس
خاک عصاره مادران مرده است
پاسخ دادنحذف.
نقاشی هم عالی ست
مرگ را یارای آن نیست که به انگیزه ایی اندیشد
پاسخ دادنحذفشاد زیوید
محمد : ممنون...البته نقاشی رو از اینترنت پیدا کردم و به نظرم خیلی مناسب و زیبا اومد
پاسخ دادنحذفآذرباد: مرگ فقط یک تغییر شکله..ممنون از کامنت زیبات...شاد باشی