۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۴, سه‌شنبه

اینجا نوشیدنی ها بوی گوشت میدن ، آبدارچی بلند نماز می خونه




دختری که در "انجمن جراحان پلاستیک" کار می کنه ، هم ابروهای پرپشتی داره و هم پشت لبش سبزه

دندوناش از هم فاصله دارن و وقتی می خنده لبهاش بی اهمیت می شن

دختر خوبیه

وقتی حرف می زنه ، صداش قطع و وصل می شه
عین موبایل

وقتی تایپ می کنه ، چشمهاش ذل می شن و با خودش حرف می زنه
گره ی روسریش متمایل به راسته و هی روی سرش لیز می خوره

دختری که در " انجمن جراحان پلاستیک " کار می کنه ، هیچ پلاستیکی نداره
فقط گوشته و استخوان