روی پوستم نمِ بارون رو احساس می کنم
رودخونه وحشی شده
انگشت پتروس توی دماغشه
صدای عرعر خر همسایه ،توی این همه هیاهو گم شده
و من
...به آخرین تیکه ی پُل پُشتِ سرم
که روی آب شناوره
خیره شدم
دور میشه
محو شد
دلم برای خر همسایه تنگ میشه
عر....عر...عر
خر... انسانِ نجیبیست
رودخونه وحشی شده
انگشت پتروس توی دماغشه
صدای عرعر خر همسایه ،توی این همه هیاهو گم شده
و من
...به آخرین تیکه ی پُل پُشتِ سرم
که روی آب شناوره
خیره شدم
دور میشه
محو شد
دلم برای خر همسایه تنگ میشه
عر....عر...عر
خر... انسانِ نجیبیست
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر