عمله های محلمان نان لواش ماشینی با تخم مرغِ پرورشی میخورند،دیگرحتی نایِ متلک انداختن هم ندارند.چه برسدبه آجُر.درخِشتِ آجُر،کاه ریختیم تاسَبُک شودودیوارِ خانه هاتان از کاه شد.صدایتان راازپُشت دیوار شنیدیم وبه مزاقِمان خوش نیامد.به تلنگُری،بی خانمان شُدید.آی،دخترِ همسایه،هیچ کَس فکرش را هم نمی کرد،که روزی دِلِ تو برای"مَتَلک"تَنگ شود!کُجایی نانِ بربری؟کجایی صدای پُتک؟کجایید کُلنگ و بیل؟ما،در محلّه یمان بی خانمان شُدیم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر