هزاران بار آرزو کردم که ای کاش زمان به گذشته بازگردد و
قسم خوردم که چنین و چنان میکنم
در اوج ناباوری تاریخ برایم تکرار شد و من بارها آرزو کردم
که ای کاش در همان آینده باقی مانده بودم و
قسم خوردم که به گذشتهام ایمان میآورم
حال کجای کارم که امروز را فدای فردا و دیروز را فدای امروز کردم و نمیدانم دقیقا چندشنبه بود که کامل زندگی کردم
قسم خوردم که چنین و چنان میکنم
در اوج ناباوری تاریخ برایم تکرار شد و من بارها آرزو کردم
که ای کاش در همان آینده باقی مانده بودم و
قسم خوردم که به گذشتهام ایمان میآورم
حال کجای کارم که امروز را فدای فردا و دیروز را فدای امروز کردم و نمیدانم دقیقا چندشنبه بود که کامل زندگی کردم
نمی دانم دقیقا چندشنبه بود که کنارم بودی و با خودم میخواندم این ترانه را
پاسخ دادنحذفthe only peace i can find
is when i'm here with you
you are the once
that keep me high
روز و ساعتش در یادم نمانده
اما آن زمزمههای درونی که وزن و اعتبارش از تو بود
دست از سر امروز و دیروز و فردایم برنمی دارد
و چه خوب که بر نمیدارد.