۱۳۸۹ فروردین ۲۵, چهارشنبه

مامان بزرگ

خیلی وقت پیشا
اون موقع ها که کاری جز مشق نوشتن نداشتم
مامان بزرگ ، دست می زد و می خوند " گلاره ، دختر خوب کی داره؟
می خندید
اما خوب بودن من مثل دندونهای مامان بزرگ عاریه بود

۴ نظر:

  1. dokhtare khoob ma daarim... aslanam aarie-e nist ... az tahe del ham doostesh daarim .... ham khodesho ham dele mehraboonesho

    پاسخ دادنحذف
  2. نگفته بودی دست به قلم هم هستی . جالب بود ، هر چند تلخ . ولی دوستم تو که خوبی

    پاسخ دادنحذف
  3. فکر کنم کاری جز مشق نوشتن داشتی اما همون تشویق های مامان بزرگ بود که تو فکر میکردی فقط مشق نوشتن کارت شده و همون مشق نوشتنها ، استعداد تو نازنین را این همه شکوفا کرده، در ضمن بعضی وقت ها دندان های عاریه از دندان های کرم خورده بهتره ،،،مگه نه ؟؟؟

    پاسخ دادنحذف
  4. گیل آوا:من قربونت برم آخه... هلیا:دوست خوب من... فاطی:راست میگی...ولی اکه اون نبود من هیچ وقت دوست نداشتم مشقامو بنویسم...هروقتم بهم دکته میگفت ،بیست میشدم..اونم با اون خطش بهم نمره میداد :) :)

    پاسخ دادنحذف